تبليغاتX
تو tbz med. pharma87 چه خبره؟
همه چی در مورد کلاس وبچه ها
حال میکنم وقتی میبینم کلاس اینجوری قشنگ جلو میره ...

بابت دیروز ...واقعا عصبانی شدم وقتی دیدم واسه راه انداختن کار کلاس

باید از بعضی ها خواهش کرد

حرکت خیلی انقلابی بود بعضی ها شوکه شدن ....

 

ما که رفتیم ...

 

 میخوام دیگه پست ندم .... یعنی تخته کنم در این بلاگ وامونده رو .....

دلم واسه نظراتون و پستهای خودم تنگ میشه ( اینو از ته دل میگم)

اگه تونستین یادگاریهاتون رو در قالب نظر واسم بفرستین....

اگه تو این چند وقته (تقریبا ۷یا۸ ماه که نماینده بودم ) حالی از کسی گرفته شد یا

واسش سخت بود که قیافه ی منو پای تخته تحمل کنه.... خیلی خیلی عذر ....

فقط کلاس رو بی صاحاب نذارین ...

نذارین کلاس بی نماینده بمونه... درسته که اوضاع قاراشمیش کلاس به بعضی ها خیلی حال میده .. ولی نباید فرجه  رو از دست بدیم ..... 

منتظر نظراتتون هستم....

 

                                با تشکر . آرش اصدق (هیوا)

 

 

                                      

        خدا نگهدار

          

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 15:33  توسط Hiva | 
یادم رفت بگم اونایی که فیزیو مونده و میخوان فیزیوبردارن

 

از فردا کلاسهاشون تو دانشکده ی پزشکی شروع میشه

 

ساعت ۱۲-۱۰ روزهای شنبه و یکشنبه

باید برن

 

اینجوری عقب هم نمیمونن

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 19:13  توسط Hiva | 
راستشو بخواین من اون تصمیم رو سر خود نگرفتم

 

 دیروز با دکتر پرویزپور صحبت کردم

 

گفت دانشکده تا۲۸ تعطیله

 

ولی چون بعد اون فقط سه روز  اگه بشه کلاس تشکیل میشه ...پس لازم نیست بریم تا ۴ مهر

 

سعی میکنم طوری بشه که اون چندروز هم غیبت نخوریم

 

بابت اون تشکر ها هم بگم ما ارادت داریم  خیلی کوچیکیم...

 

 

وعده دیدار ما ۴مهر  

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 18:26  توسط Hiva | 
همگی تا چهار مهر نمیریم سر کلاس

 

شروع کلاسها ۴ مهر

 

اگه کسی قراره زودتر بره لطفا به من خبر بده .... نه من فضول نیستم فقط میخوام بدونم تا بقیه بعدا از من ناراحت نشن

چون هم وضع ساختمون کلاسها بده و هم ماه رمضونه

اگه قراره مشکلی پیش بیاد  واسه همه بیاد بهتره

 

چون یه عده واقعا نمیتونن بیان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:21  توسط Hiva | 
ایهالناس میکرو ب همان باکتری و باکتری همان میکروب

است

 

چون تاریخ امتحان با سندیت من ۸۸.۱۱.۵ میباشد پس

اگه قراره میکروب یا باکتری نظری رو انتخاب کنید

 

گزینه موجود در صفحه اول دروس ارائه شده را انتخاب

کنید.

 

ولی انصافا کار اونقد که شما میگید پیچیده نیست کافیه

دو سه با همه درسا رو نیگا کنید و یک عدد سال بالای

باحال داشته باشید

 

خودمو کشتم با این سال بالا ..

 

نصف شبی زده به سرم...چرت مینویسم ..اگه کاری

دیگه ندارین برم بخوابم...

 

راستی خیلی گنده مینویسم

 

واحد های عملی رو هرجور

 

خواستین انتخاب کنین بذار قدر

گروهبندی هامو بدونین.

و هر وقت خواستین بیان

 

من که احتمالا مهر پاشم بیام یا اصلا این شاید ترم مرخصی بگیرم 

آخی دلتون واسم تنگ شد ....نه حتما این ترم هستم

 

 

اگه کار دیگه داشتین ..امشب تا صبح بیدارم جوابتونو میدم.......خوب مسئولیت محدودیت میاره.. 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 1:13  توسط Hiva | 
تاریخ رو خانمها ۱۶-۱۴ و آقایون۱۸-۱۶  روزهای یکشنبه انتخاب کنن

 

بیوشیمی پایه با کد ۱۳۱۲۰۵۱۴ انتخاب شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 20:32  توسط Hiva | 
اصلا  کی گفته باید اول ترمی هممون بیایم یا نیایم....

نظر سنجی و این جور چیزا رو بی خیال شید چون به قول سال بالایی ..آخرش این وسط منم که خراب میشم ....

چون نتیجه نظر سنجی تقریبا نا مشخص در اومد پس هر کی هر

وقت رفت بره سر کلاس ولی من شخصا حال میکنم از فردا

برم جلوی در ساختمان جدید دانشکده  تا روز شروع کلاسا بشینم .. من اینجوری حال میکنم ... شما هم صاحب اختیارید...

واقعا جدی میگم ...بابا فوقش اینه که چند روز غیبت میخورید یا نمیخورید .....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:34  توسط Hiva | 

نماینده ی کلاس کی میخواد بشه ...

 

خواهشا کلاس رو از این بلا تکلیفی نجات  بدین ...تا دانشگاه شروع نشده

 

در مورد واحدهای عملی و برنامه ی کلاسی من دیگه

کاری ندارم چون از هیشکدوم خبر ندارم و برنامه رو خود

آموزش نوشته......

 

در مورد کنتاکت تایم فیزیو و شمی آلی اونایی که افتادن ... باید نماینده وقت

یا نماینده واحد مونده ها با دکتر داوران صحبت کنه و تایم آلی رو جابجا

کنه ...آخه هردو افتادن شنبه یکشنبه 12-10  

 

 

آقایونی که میخوان یه دور هم رو ببینیم بعد از گرفتن

تاییدیه انتخاب واحد روز 15 شهریور تبریز دور هم جمع

میشیم ... واسه گرفتن اتاق تا اتاقای خوب رو ازمون

نقاپیدن..

 

 

 

فکر کنم یه عده خیلی طلبکارن ...انشاالله وقتی اومدیم دانشگاه سنگامونو وا میکنیم ..مگه نه اینکه ماها انسانهای منطقی و متمدنی هستیم؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 17:48  توسط Hiva | 

قضیه مهم دیگه اینه که من دیگه نماینده ی شما نیستم ولی با این حال وقتی دیدم تعدادی از بچه ها که راهشون دوره و باز مشکل بلیط و .. رو دارن ..گفتم حداقل کار اینه که هماهنگ کنم کی پاشیم بیایم سر کلاس … ولی انگاری خانم ها نمیدونن چی میخوان …

خوب قضیه اینه که.:

آموزش کل دانشگاه و آموزش کل دانشکده خودمون گفته (همین امروز زنگ زدم و پرسیدم ) که اگه نیاین سر کلاسها غیبت میخورین و باید از 21 شهریور سر کلاس باشین ….

خوب درسته که ماه رمضونه ولی نظر من اینه که وقتی پارسال فقط 4 روز از این ماه مبارک با ابتدای سال تحصیلی ما همزمان شد و ما سر کلاس رفتیم پس چه لزومی داره که امسال نریم … مگه نه اینکه 4 روز غیبت کم ضررتر از 8 روز غیبته .. شاید بگید که ما اون وقت اولمون بود پس چرا سال بالایی این کار رو نکرد  .. و شاید بگید امسال رمضان افتاده شهریور ولی باید بگم که مهر یا شهریور فرقی نمیکنه چون همش جزئی از سال تحصیلی ماست ..

 البته من هم از خدامه که روز های آخر این ماه مبارک رو پیش خونواده ام باشم ولی خوب چه میشه کرد درسه و دانشگاه … از طرفی اگه این طرف دیر تر شروع کنیم واسه فرجه و خیلی  از مسائل دیگه ضرر میکنیم اونم با توجه به اینکه امسال برخلاف سالهای گذشته ترم 3 سختتر شده و همچنین 20 روز بازه امتحانی شده19 روز ..و ازطرفی ما پارسال که واحد مانده نداشتیم ولی امسال حداقل نصف کلاس 1 واحد رو موندن ....میبینید که اینجا من به فکر خودم نیستم چون نه درسی رو افتادم نه راه دوره که نگران باشم و نه اینکه مشکل دیگه ....ولی من نمیخوام کسی بعدا گله ای داشته باشه

اگه فکر میکنین غیر از اینه و ما هم میتونیم دیربیایم و هم میتونیم فرجه داشته باشیم بدون اینکه به مشکل بخوریم و اگه میتونید مثل ترم پیش (دروس اخلاق و اندیشه که در خاطر مبارک هست که واسه همه غیبت زدن) غیبت بخورید و دم نزنید ... بسم الله اکثریت همین رو خواستن...یعنی واسه

اومدن سر کلاس در تاریخ 21 شهریور ۱۱ نفر ممتنع 

البته به قولی همشون تبریزی ان ( البته چند تاشون

موافق بودن که نظر عوض کردن )....21 نفر مخالف 21

شهریور و ۱۹نفر موافق ............

 

با این حساب چون هیچکدوم از گروهها از نصف کلاس بیشتر نشدن ...هر کی هر کاری میخواد بکنه مگه اینکه اتفاق دیکه ای بیفته و یه عده منصرف بشن ........

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 17:43  توسط Hiva | 

 

سلام

بهتره قضیه رو همین جا تموم کنیم و دیگه کش ندین

ابتدا در مورد برنامه ی امتحانی :

من برنامه ی خودمون و 88 ها رو نوشتم و سعی کردم نه به اونا ظلم بشه و نا اینکه خودمون ضرر بکنیم …

 از طرفی گروه معارف زمان امتحانات مربوط به خودش یعنی تفسیر 88ها و تاریخ خودمون رو از قبل مشخص کرده  بود و همین موضوع مشکلات زیادی رو به بار آورد ……

واسه این بافت و بیوشیمی رو جزو اولین امتحانات گذاشتم که روال بر اینه و واقعا اگه بافت رو میاوردم اواسط دقیقا نمیدونستم چند روز واسش بذارم چون با اینکه پارسال 8 روز فرجه رو خیلی ها خوندن (یکیش همین خودم بخصوص آناتومی) ولی باز نتیجه ی خوبی نگرفتیم..

بیوشیمی هم همچنین ولی خوشبختانه کسی با این مشکلی نداره ….شخصی که میگه امتحانات 88ها رو از18 دی چرا شروع نکردی …جواب اینکه ببخشید اون وقت 17 دی خالی میمونه و بازه امتحانی88ها کوتاه تر و خیلی از بچه های خودمون ضرر میکنن…

مطلب دیگه اینکه اصلا به ماچه که چرا امتحانات اونا و ما تو یه روز میفته مگه ما با اونا چکار داریم …مهم اینه که بدونیم کدوم درسها کیا موندن و اون درسها رو با تاریخ امتحانات خودموم هماهنگ کنیم …مثلا اگه روز امتحان ویروس ما 88ها فیزیک دارن … مگه کسی فیزیک افتاده که ما نگران باشیم …یا متون …

اون جور که من اطلاع دارم بچه ها فقط تو درسهای بافت آناتومی؛ شیمی عمومی؛ ریاضی و بیولوژی افتادن..که من سعی کردم که شیمی و ریاضی کنتاکت نکنه …از طرفی چون امتحان فیزیو  هنوز تاریخش مشخص نیست (بخاطر همین موضوع کلی این در و اون در زدم ولی نتونستم تاریخش رو بدونم چون هنوزدانشکده پزشکی برنامه اش رو ننوشته…شاهدم هم  مهرا  ) نتونستم دخالت بدم و امتحان ادبیات و شیمی آلی رو کنار هم انداختم که بازه واسه افتاده ها تو فیزیو زیاد بشه و بتونن به هر دو درس برسن … (این یه ریسکه که اگه بگیره خیلی خوب میشه).. و در مورد بیولوژی هم شرمنده هر کاری کردم نتونستم جورش کنم ولی همزمان با میکروبش کردم که تو 4 روز بکس بتونن به هردو برسن …

به هر حال  باور کنید با هیشکی مشکل ندارم که از لجش بخوام کاری بکنم …

اگه کسی با شرایط فوق و با در نظر گرفتن فرجه هر امتحان بتونه برنامه بهتر از این بنویسه …بفرماد ..این گوی و این میدان …..

در مورد فرجه هر امتحان هم بگم که اگه ترم قبل اکثریت کلاس راضی بودن این ترم هم مثل ترم قبل میشه …یعنی هیچ برنامه نویسی واسه درس عمومی از یه روز بیشتر نمیده حتی بعضی وقتها که درسا سخته اون یه روز هم نمیدن …

من به فکر همه ام ..ولی باور کنید که تک تک شما به فکر خودتونید … اینو از نظرا و حرفاتون قشنگ میفهمم……

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 17:40  توسط Hiva | 
سلام

 

این وبلاگ کلاسه هرکی بخواد توش بنویسه فقط کافیه منو خبر کنه

لطفا خودتون رو نگیرین چون اون وقت ناراحت میشم ...

خوب نه من از شما بیکارترم و نه از شما چیز بیشتری بلدم

 

وبلاگ داروی87

 

فقط سریعتر ...........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:24  توسط Hiva | 
 

این برنامه خودمون

 

بیوشیمی

 17/10

 کمکهای اولیه             

 19/10

ویروس

  21/10

ادبیات   

23/10

شیمی آلی2              

29/10

تاریخ 

1/11

میکروب شناسی           

5/11

و اینم برنامه 88 ایها

 

بافت و تشریح

 17/10

فیزیک پزشکی             

 21/10

شیمی عمومی

27/10

متون

29/10

ریاضی               

3/11

بیولوژی مولکولی

5/11

 

در مورد دروسی که بجای  اونا فیزیو بر میدارین خبرتون میکنم  

 

آخه تربیت بدنی رفته ترم 4 ... شاید به جای ادبیات و ویروس باید فیزیو رو بردارین ...  منتظر خبر مهرا هستم که ببینم ترم4 ویروس ارائه میشه یا نه ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 17:56  توسط Hiva | 
 

به قول یکی از بچه ها

حیفه زکریای رازی که ماها شاگرداشیم

 

وبه قول یکی دیگه

حیفه زکریای رازی که احد باویلی استاد شاگرداشه

 

روز داروسازی مبارک

 

البته نه هر دارویی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:46  توسط Hiva | 
سلام

اول گروهی که فیزیو موندن:

خیلی سعی کردم برنامه ی امتحانی پزشکیها رو پیدا کنم چون دانشکده پزشکی واسشون فیزیو ارائه داده ولی اونا هنوز برنامه رو ننوشتن... پس نتونستم برنامه امتحانی کلاس رو با امتحان فیزیوی  اونا هماهنگ کنم  ...شرمنده ....روی آموزش دانشکده پزشکی سیاه ....

ولی باید روزهای شنبه و یکشنبه ۱۲-۱۰ ترم بعد برن سر کلاس...

برنامه امتحانی خودمون و ۸۸ایها رو خودم نوشتم سعی کردم تا حد امکان کنتاکت نداشته باشه بنا به در خواست !همکلاسی! و با توجه به وضع واحدماندگان***       میزارم رو وبلاگ ....

برنامه کلاسی هم قراره شنبه هفته بعد بزنگم از مهرا بگیرم ولی خودتون ۱۳یا۱۴ این ماه تو اتوماسیون میبینین...

دیگه کاری باری ندارین ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:22  توسط Hiva | 
کلی به دوگوله فشار آوردم ...فسفر سوزوندم ... برنامه رو نوشتم ....

حالا این مهرا اومده میگه ترم بعد به جای ایمنی شناسی عملی و نظری ...میکروب عملی و نظری داریم و بجای تربیت بدنی هم ویروس شناسی ...

خوب اینو قبلا میگفتی مرد مومن

یه بار دیگه باید برنامه رو بنویسم ....

راستی دیگه ترم۳ آسون نیست چون میکروب و ویروس اومدن این طرف و از طرفی یه کم ترم چهار سبکتر شد ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 18:55  توسط Hiva | 

سلام خدمت بکس کلاس

اینم برنامه ترم بعد

بعد کلی دوندگی بنده و نماینده های ورودیهای دیگه بازه امتحانی از 13 روز به 19 روز افزایش یافت

البته من 17 روزش کردم اون یکی ها دور روز بهش اضافه کردن

بهر حال اگه پیشنهادی واسه بهتر شدن  دارین و اگه اطلاعات خوبی دارین منو تو آخرین وظیفه ی نمایندگیم کمک کنین چون فعلا برنامه رو ندادم مهرا ...

البته من بعد کلی پرس و جواز سال بالای و اینور اونور برنامه رو نوشتم و واسه هر کدوم دلیل دارم...

 

 

بیوشیمی

پنجشنبه

17/10/88

تاریخ صدر اسلام

شنبه  

19/10/88

 

شیمی آلی2    

شنبه 

26/10/88

کمکهای اولیه

دوشنبه

28/10/88

 

ادبیات  

چهارشنبه 

30/10/88

ایمنی شناسی             

دوشنبه 

5/11/88

 

 

          دست آقایان اکبری (ورودی85)و مرادی (ورودی86) و بقیه درد نکنه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 12:34  توسط Hiva | 
 

شهری بود به نام شهر پابرهنه ها. در یک صبح سرد زمستانی مردی وارد این شهر شد. وقتی که از قطار پیاده شد، متوجه شد ایستگاه قطار آنجا، همانند همه ایستگاه های قطار مملو از جمعیت است و مسافران می کوشند از میان جمعیت راه خود را باز کنند و به قطار مورد نظرشان برسند. مرد در نهایت شگفتی متوجه شد که همه آنها پابرهنه هستند. هیچ کس کفش به پا نداشت. او از ایستگاه بیرون آمد و سوار تاکسی شد. در تاکسی متوجه شد که راننده هم کفش نپوشیده است.

بنابراین از راننده پرسید: ببخشید، چرا مردم این شهر برخلاف مردم شهرهای دیگر کفش به پا ندارند؟

راننده گفت: بله، درست است، چرا ما کفش نمی پوشیم؟ چرا؟

مرد وقتی به هتل رسید، دید که مردم آنجا هم پابرهنه هستند. مدیر، صندوق دار، باربرها، پیشخدمت ها، همه پابرهنه بودند. از یکی از آنها پرسید: می بینم که شما کفش به پا ندارید. آیا چیزی درباره کفش نمی دانید؟

پیشخدمت گفت: چرا، ما کفش را می شناسیم.

- پس چرا کفش نمی پوشید؟

- بله درست است. چرا کفش نمی پوشیم؟

- نمی دانید که کفش پا را در برابر سرما محافظت می کند؟

مرد گفت: البته که می دانم. آیا آن ساختمان را می بینی؟ آن ساختمان یک کارخانه تولید کفش است. ما از داشتن آن به خود می بالیم و هر یکشنبه آنجا جمع می شویم تا به سخنان مدیر کارخانه درباره فواید کفش گوش دهیم.

- پس چرا کفش نمی پوشید؟

- آه درست است، چرا کفش نمی پوشیم؟

آری! مانند اهالی آن شهر همه ما به دعا اعتقاد داریم. همه ما ایمان داریم که دعا می تواند بسیاری از خواسته های ما را تحقق بخشد. می دانیم که دعا می تواند معجزه بیافریند، ما را تغییر دهد، زندگیمان را متحول کند و ما را احیا کند. ما از نیروی اعجازانگیز دعا آگاهیم. با این حال دعا نمی کنیم. چرا؟

                                                                                       از ساسان

اگه هر کسی مطلب جالبی داشته باشه میتونه بفرسته و اگه میخواین جزو نویسنده ها باشین کامنت بذارین و البته ایمیل تا پسورد  رو براتون بفرستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:43  توسط Hiva | 

 

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد .  این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد چون مردم عموما عادت دارند  این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات وپیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند .                                                                                                                                  بخشی از بوف کور

 حتما مطلب پایین رو بخونید خیلی قشنگه و روی من خیلی تاثیر گذاشت تا حد دپ زدن

نامه ی چارلی چاپلین به جرالدین دخترش

امشب شب نوئل است . د رخانه کوچک ما همه خوابیده اند . برادر، خواهر و حتی مادرت . به زور توانستم خودم رو به این اتاق کوچک نیمه روشن که بیشتر شبیه اتاق انتظار پیش از مرگ است برسونم . دخترم من از تو بس دورم بس دور...

 ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:28  توسط Hiva | 

سلام دوستان خوب من

امیدوارم که ایام تعطیل به کام باشه...

ببخشید اگه دیر دیر آپ میکنم چون سرم شلوغه و یواش یواش میخوام من هم ببندم ....انگار مد شده که که وبلاگها فقط چند ماه دووم بیارن ...اگه کسی پایه باشه که تو نوشتن مطالب کمکم کنه من هم خیلی دلم میخواد که کلاس فقط یه وبلاگ داشته باشه ؛ درست مثل همه ی ورودی ها ...البته نمیگم همین وبلاگ ...اگه بچه ها پایه باشن من مشکلی ندارم

لطفا در مورد بستن این وبلاگ نظر بدین ....در مورد نماینده هم به فکر باشین ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:20  توسط Hiva | 
خدمت بچه های عزیز کلاس

سلام

برای گرفتن اتاق میتونین با در دست داشتن برگ انتخاب واحد به اداره امور خوابگاهها مراجعه کنین(اینم شماره اش۰۴۱۱۳۳۴۸۵۷۲) و اتاق مور نظرتونو رو انتخاب کنین البته اگه همراه یه نفر دیگه باشین (در صورت اینکه درخواست اتاق دو نفره داشته باشین ) در غیر این صورت همینجوری میمونه تا اینکه یکی رو واستون پیدا و هم اتاقیتون کنن ..........

یادتون نر که واسه انتخاب واحد اولش یه سر به وبلاگ بزنین تا واسه انتخاب واحدهای عملی هماهنگ شیم .......

امتحانات ترم بعد هم که فعلا برنامه ش رو ننوشتم (مگه میشه تو۱۳ روز  ۶ تا امتحان سخت  رو جاداد) قراره با دکتر پرویز پور صحبت کنم ....

فعلا Bye........

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 11:52  توسط Hiva | 
 
Bahar-20

منبع : جوان          www.k2cod.com برو بالا

FreeCod Fall Hafez